حرف دیگر

نقد و تفسیر مقاله

" نقد فیلم - درباره الی... شاهکاری بی بدیل و هنرمندانه "

می پرسیدی که چیست این نقش مجاز      گر بر گویم حقیقتش هست دراز

نقشی است پدید آمده از دریایی...            وآنگاه شده به قعر آن دریا باز...

درباره الی... درباره زندگی آدمهایی از طبقه متوسط اجتماعی ماست. آدمهایی که دارای پیچیدگی های خاص درونی و ناهمگونی و ناهمخوانی های گوناگون اخلاقی و درگیری های ذهنی متفاوت و نامتعارف در تمام بخشهای زندگی هستند. در این گیرودار که شکل گیری ویژگی های خورده بورژوآیی در این جمع نامتجانس ایرانی بچشم می خورد، نیز درگیری همیشگی و ذهنیتی طبقه متوسط در جامعه ایرانی که متداول و دائمی می باشد، در طول دوران گذار طولانی و زمانبر از سنت به مدرنیته هم کاملاً آشکار و عیان می نماید. درباره الی... داستانی است که آغازش از تونلی تاریک و ناشناس (از ازل و پاگذاشتن انسان به جهان) به امتداد راهی پیوسته و طولانی و خطیر و بحرانی و سخت، تا رسیدن به پایانی نامتصور و بی سرانجام و بی نهایت تلخ و در واقع بدون پایان (بی پایان محض و سرشار از تلخی و اندوه و زجر مفرط)  پیش می رود و در روایت روزمرگی های انسان معاصر با در خلاء ماندگی و ارائه تصویری نامطمئن و نومیدانه و نامراد از آدمی بسط می یابد.

در این میان به چالش انگیختن داوری های مختلف و قضاوتهای گوناگون در مسائل متفاوت و جابجایی مداوم و مستمر با تغییرات متناوب در خیریت و شرّیت لحظه به لحظه و دم به دم که در بستر روایت مدرن با چرخشهای دراماتیک، بسیار تأثیرگذار و به یکباره و ناگهانی، با نشانه گذاری های خاص و قابل تأمل و پرداختی بس شگرف و بی نظیر که هم از لحاظ روانشناختی- اجتماعی و هم از لحاظ بصری تکنیکی بیان و ارائه می گردد؛ در مقاطع مختلف (سه گانه درون فیلم) در مواجهه با بحرانهای پرتلاطم و مهیب که از مکانیسمی دفاعی و تهاجمی شخصی نسبت به غیر از خود و مکانیسمی مقابله ای در برابر رویدادها و حوادث نامتعارف و ناگهانی پس از گم شدن الی... افراد به درونیات و منویات خود رویکردی دقیق داشته و در نمودی بارز و عیان از دیدگاه خود به دیگران و آشکار شدن تفکر و نگرش هایشان نسبت به مسائل نوعاً درگیرکننده، مشخص و معین می شود.

در فیلم با دقت و وسواسی مثال زدنی و با پرداختی زیبا و موشکافانه؛ ورود ناهمگون و ناهماهنگ فردیت را به حیطه خصوصی از افرادی که تشکیل اجتماعی کوچک را می دهند و این اجتماع کوچک تا قبل از وقوع حادثه و رخداد فاجعه گونه، بسیار همگن و یکسان و همدل می نماید، برایمان آشکار کرده و پس از اتفاق، دقیقاً به بروز تفاوتها و تناقضات و اختلافات بنیادین و اساسی فی مابین و از هم گسیختگی و نامتجانس شدن را با نمودی شفاف و رسا می پردازد. چند لایه  بودن و ظرافتهای کار در هوشمندی و دقت نظر و روایت جزء به کل و کل به جزء توأمان و دو سویه با پرداختی واقعی و عینی و دیدنی که تماشاگر را درگیر اصل ماجرا می کند، طبقه های متنوع و متفاوت اجتماعی و تناقضهای آشکار و بارز اقتصادی- ارزشی- باورمندی- قضاوتی و... شان را عرضه کرده و بر می شمارد.
مجموع قضاوتهای نامتعارف و خلل پذیری که در بستری از ابهام ها و شک ها و تردیدها و دودلی ها بایستی شکل بگیرند و در تاریک- روشن ذهنی افکار و اندیشه ها به تحلیل و بررسی برسند، تا داوری و قضاوتی نزدیک تر به عینیت و حقانیت و واقعیت بیابند؛ با اصراری از استیصال گونه و قضاوتهایی بر مبنای قطعیت محض دادن آنها استوار و بنا می شود؛ این همان خاستگاه جامعه شناختی
روانشناختی کاملی را به بیننده ارائه می دهد که برای مخاطب آشنایی پذیر و متوازن و همگون می شود.

در این میان قضاوتگر بودن و داوریگری تماشاگران هم با ارائه برخی معلومات مجهول و مجهولاتی ناشناخته نیز به چالش کشیده می شود و در میان خیر و شری اخلاقی برای تعیین خط مشی اش، بیننده رها و آزاد می شود تا از دید خود و با نگرش و اندیشه خود به قضیه بنگرد و خواه به قضاوتی آشکار و مبرهن بنشیند و خواه قضاوتی درونی و نامحسوس و پنهان داشته باشد. تلاش برای نشان دادن قضاوتها و داوریهای اخلاقی بدون پایه و اساس انسانها بر پایه اطلاعاتی نادرست و ناقص و بر بستر محور فکری و درونی و خودخواهانه با نبودن تجسمی عینی و خاص و در دسترس و قابل حصول، در کنار نقش بنیادین تلاش برای کشف حقیقت و واقعیت درون پاک و اصیل آدمی به تصویر در می آید و همینجاست که تصویری عینی و باور پذیر از انسانی واقعی در شرایط دنیای واقعی در مواجهه با بحرانهای جدی و آسیب رسان به زندگی وی و با محتوای تردید و نوسان در تصمیم گیریهایش مه متخلخل و متضاد است و باید بر پایه های ریشه های دانایی و اطلاعات همگن و ناب و در بستر عقاید و باورهای وی، با تغییرات متداول و مداوم در قضاوتهایش و اخلاقیات که نسبیت و شرایط دیگر را به اثبات می رساند، در لحظاتی که برای فرد فرد این جمع بوجود می آید، نمودی از همان استیصال و چاره نداشتن و دربند بودن صرف انسان معاصر در پیشگاه شرایط حاد و بحرانهای ناخواسته و برای خلاصی و رهایی از پاسخگویی ها و گرفتاری هاست.

٣۵ دقیقه ابتدایی فیلم که به شناسایی کاراکترها و ویژگی ها و خصوصیات عمومی آنها می پردازد، نشاط و سرخوشی های کودکانه جمعی که خسته از روزمرگی ها و روزمرّگی هایند، با ضرباهنگی کند و آرام و متوازن و مثبت به پیش می رود و در ادامه با وقوع حادثه ای بحرانی و پیشامدی ناگهانی است که ضرباهنگ حرکتی، تند و پرتلاطم و مشوش و پرتحرک می شود و به پیرایش فیلم از بند اول فیلم به اوج ماجرا و سپس به پایان مبهوت کننده پیوند می خورد و باز می رسد به محوریت قضاوتها و دروغها و نگرش و دیدگاه و... . این حرکات مستندگونه و متحرک و پرتشویش که با شتابزدگی ممتاز و مثبت (نه در اجراء، بلکه در مفهوم) و ضرباهنگ منفی و کشدار و مرددگونه نمود دارد، در پایان ماجرا به ظاهر منجر به آرامش و سکون و سکوت مانند ابتدا و شروع جریان و ثبات و توازن و تعادل و توازن قبل از بحران می رسیم که این خود دروغی آشکار و بدور از واقعیتی است که فیلم تعمدانه به ما منتقل می کند و این هم همانند دروغپردازیهای کوچک سپیده و تمام ماست که مداومت دارد. نکته بارز و قابل اشاره ای که برجسته می نماید، حضور و موجودیت شخصیت الی... است که هر چند در مدت زمان کمتری نسبت به غیبت و ناپدید شدنش در فیلم است، لیکن بسیار پررنگ و کنشمند و قوی تر از عناصر دیگر حاضر در فیلم است و این بخاطر ایجاد تعلق خاطری باورپذیر برای بیننده نسبت به معصومیت و خصوصیتهای وی در ضمیر ناخودآگاه شان و محکومیت و گناهکاری وی در ضمیر خودآگاه شان، با پیشفرضهای ابهام آلود و اندکی است که در مورد الی... ارائه شده و همین کمبود اطلاعات حیاتی از او و از آن جمع نامأنوس است که از نقاط قوت کار محسوب می شود و انتظاری را برای بیننده بعنوان تعلیق و تهییج به دانستن مابقی ماجرا فراهم و ایجاد می کند.

همذات پنداری بیننده در تمام لحظات کنشمدار و حتی داستانگوی فیلم، چه در جزء ماجراهای آن و چه در کل مفهومی آن بسیار دلنشین و گواراست و هر بیننده ای را با فیلم همراه و همنوا می کند. زیرا که این بستری است که مخاطب خود را در جای جای فیلم و در نقطه نقطه بحران ها و اتفاقات و حتی در روایت سرخوشانه و زودگذر، بجای تک تک کاراکترها می بیند و بر همین مبناست که دست به قضاوتهایی متغیر همسان با آنها زده و هر لحظه آن داوری ها را واژگون و دیگرگونه می بیند و بدنبال راهکار فرار از گریزی محتوم مثل شخصیتهای فیلم می رود و در پایان مانند خودرویی که کاراکتری با شخصیت و هویت در فیلم بنظر می رسد، خود را در گل مانده و مانند سپیده خود را در گیجی و منگی و گنگی مبهم و ملموسی که با استیصال مطلق و سردرگمی و پریشانی همراه است، می بیند و راهکار را بالعکس جمع، در هیچ، دانسته و هیچ را در پوچی خود می داند.

نام فیلم هم خود متبادراً و آشکارا ما را به سمت و سوی ابهام و تردید و ایهام سوق می دهد و قبولاندن اینکه در طی 2 ساعت فیلم می خواهد به ما وجوه پنهان و رمزآلود و ناپیدای این جنبه ها از انسان معاصر را باز بنماید که تعمداً از این شمول سرباز می زند و طفره ای لطیف می رود تا همچنان در تردید و دو دلی و عدم شناخت برای پیشداوری و قضاوت مطلق ناواقعی باقی بمانیم و بلکه به خود بنگریم و بخود بیائیم تا هر آنچه دلخواه مان و نیازمان و نزدیک به اندیشه و ذهن مان است، برای خود، بپنداریم و دریابیم.

واضح و هویداست که الی... و درباره الی... تصویری مخدوش و موهوم و رمزگونه و مبهم و و ناشناخته و از دست رفته و نامتوازن و ناهمگون و نایاب و دست نیافتنی و چند پهلو و... از روزگار و عصر معاصر ما ایرانیان بلکه انسانهای شبیه ماست که تلخی مفرط و شدید درونی و و بی انتها و بی پایان آنرا که در انتهای فیلم علاوه بر پایان تلخ نمود بیرونی می یابد، برگرفته از نشاندادن واقعی تصویری است که از پلیدی و پلشتی و پستی خود انسان معاصر (خودمان و اطرافیانمان) و نمایش بی بدیل خویشتن خویش و خود خود خودمان با کنارزدن نقابها و پرده ها و پوشاننده ها از چهره ها و بیرون ریختن و عیان نمودن آنچه در درون مان است و نیز رهایی و معلق گذاردن مان در سیاهی و تلخی بی پایان و ابدی است.
نیز پرداختی استادانه و بی نظیر که نهایت بیدادگری و عصیان و تباهی و سرگشتگی را در اوج سیاهترین نقطه روح انسانی ( دروغپردازی
ریاکاری- تزویر و نیرنگ خودخواهی و غرور و نخوت- خودپسندی و خودبینی- قضاوت بر مبنای داده های ناصحیح و اندک- و...) وجود دارد که آشکارا همانها را برای ما به نمایش می گذارد و با سبکی واقع نما و مستندگونه و دلچسب ارائه می دهد که این خود در دریافت و رهیافت ما از چشم اندازی مبهم و متزلزل و برزخی و آشفته وار و از هم گسیخته ای که از آینده و زمانی که پیش روی داریم، همراه با مرگ معصومیت ها و حقانیت ها و پایمال شدن ارزشها و جایگزینی ضد ارزشها موثر و موید است.

درباره الی... فیلمی است که هر کس بخشی از دیدگاه و نگرش و اندیشه های خود را در آن متبلور و متصور می بیند و در واقع تحریف زیبای واقعیت و عقلانیت و حقیقت، در بستری آگاهانه یا ناآگاهانه که اجباری و ناخواسته یا از روی انتخاب و خودخواسته است که توجه انسان را به درون خود رهنمون می سازد...
هر کسی از ظن خود شد یار من...

   + مازیار ش ; ۸:٢٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱۱/۱٢
    پيام هاي ديگران ()

یادداشت روز (به رنگ ارغوان اثر ابراهیم حاتمی کیا در جشنواره بیست و هشتم فجر)

به رنگ ارغوان سیزدهمین فیلم ابراهیم حاتمی کیاست که بیش از 5 سال از توقیف آن می گذرد و خوشبختانه امسال امکان دیده شدن آن بعد از این مدت طولانی برای تماشاگران بیست و هشتمین جشنواره فیلم فجر فراهم شده است و امیدواری هایی هم برای نمایش عمومی آن بوجود آمده است.

آنطور که شنیده ها از منابع موثق حکایت دارد، مشکل فیلم به رنگ ارغوان که به رغم دارا بودن پروانه ساخت و نیز پروانه نمایش از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، توقیف شده بود، با وزارت اطلاعات ایران بوده است و به مضمون فیلم ارتباط دارد. این فیلم که تاکنون بیشترین خبرها و جنجال ها و حواشی را پیرامون خود داشته است، یکی از بهترین و پخته ترین فیلمهای کارگردانش است که از لحاظ کارگردانی و ساختار هم جزو آثار درخور توجه سینمای ایران می باشد و منتقدین و سینما دوستان بی صبرانه منتظر دیدن آن بر پرده نقره ای بوده اند و هستند...

حاتمی کیا که در آژانس شیشه ای و اتفاع پست نشانداد که تعلق خاطرش به یک کاراکتر مشخص و ثابت که با افکار و اندیشه های خودش و یک وجه از المان های مورد توجه کارش همخوانی دارد، بیشتر است ولیکن امکان گفتگو و دفاعیه و بیان مطالب را برای دیگران هم قائل بوده و اجازه تعاملی مثبت و دو طرفه را همیشه بطور نسبی در نظر دارد. فیلمهای او علاوه بر داشتن حاشیه های همیشگی اش اما در حاشیه ای امن – بجز به رنگ ارغوان -  برای اکران و استقبال عمومی و خصوصی و دولتی برخوردار بوده است.

این کارگردان نامتعارف که اغلب از موجه ترین و مورد توجه ترین فیلمسازان سینمای بعد از انقلاب است، و علاوه بر مورد تأئید بودن از جانب سیاستمداران و دولتمردان و اصولگرایان جناحی خاص خودش، اکثراً مورد علاقه تماشاگران عمومی و مردم هم هست، و در سینمای خاص جنگ و دفاع مقدس اش، با فیلمهایی از قبیل دیده بان و مهاجر و به نام پدر ادای دین نموده است، بعد از آن به رویه جدیدی رو آورده که با ورود به حیطه سیاسی و اجتماعی با سبک و سیاق مذهبی و دولتی و دلخواه خود و نظام جهموری اسلامی و بر پایه اصول و قواعد خاص و بظاهر نقادانه و در باطن تأئید کننده مبانی بنیادین است، پرداخته ولیکن نباید از یاد برد که وی یکی از فیلمسازان کاربلد و تأثیرگزار چه در سینمای جنگ و چه در سینمای متأثر از نظام حاکمیت، است که اکثر فیلمهایش همواره جزو انتخابهای بینندگان برای دیدن و پرفروش در گیشه هاهم بوده اند و نگاه تازه و نامتعارف وی که لایه های پنهان زیادی را در خود دارد، آشکارا در جلب نظر و جذب مخاطبان هم موفق بوده است و حرفهایی هم برای گفتن دارد.

مسلماً نگرش و دیدگاه وی به بسیجیان و جنگ که خود مفهوم تازه ای از دفاع مقدس ارائه نمود و وی را جزو فیلمسازان نسل دوم انقلاب و پیشرو در ژانر جنگ قرار داد، در به رنگ ارغوان بعد از 5 سال توقیف حتماً دیدنی و جالب می نماید و او را در زمره مطرح ترین فیلمسازان امسال قرار خواهد داد. نیز همچنین طرح دو خطی داستان فیلم که درباره مأموری وظیفه شناس و موفقی در سازمان اطلاعات است که مأموریت می یابد درباره پدر یک دختر جوان دانشجو که عضوی از یک گروه تروریستی ضد انقلاب است، و شاید بخواهد به ایران بیاید، تحقیقاتی را انجام دهد و مانع اقدامات وی شود و از سویی دل در گرو عشق دخترک می نهد. این تقابل و تضاد بین عشق و محبت و وظیفه و قانون که احتمالاً دیدنی و متفاوت از کار در آمده است با بازی حمید فرخ نژاد در نقش مأمور اطلاعاتی که یکی از بهترین و زیباترین بازیهایش را در کنار بازیگر جوان و مستعدی بنام خزر معصومی در نقش یک دختر دلربا و جذاب ارائه می دهند؛ بی نظیر و دلنشین می نماید.

در پایان شایان ذکر است هر چند ما می دانیم که نگاه حاتمی کیا و کشش درونی وی در این تضاد و تناقض بین عشق و وظیفه و تقابل درونی قهرمانان فیلمهایش بخصوص این فیلم خاص، به سمت و سوی کدام نقطه متمرکز است، ولی خوشبختانه با عدم قضاوت و داوری که وی در این مورد پیش گرفته، شاهد و ناظر تردیدها و دودلی ها و شک ها و درگیری های درونی کاراکترهای ساخته و پرداخته وی هستیم که فیلم را جذاب و متمایز و دلخواه برای تماشاگران می سازد.

هنوز هم مثل گذشته و تا آینده امیدواریم که این فیلم و امثالهم - کارهای ارزنده و هنرمندانه ای مانند آتشکار اثر محسن امیر یوسفی، صد سال به این سالها اثر سامان مقدم، هیچ اثر عبدالرضا کاهانی و... - به نمایش و اکران عمومی در آید، و مشکلات این فیلم و تمامی فیلمهای از این دست، برطرف شود و آنها تا دیده شدن توسط مردم دوام آورده و اجازه بروز و ظهور افکار و اندیشه هایی غیر از افکار تکبعدی و تک خطی و جناح خاص و مشخص - یا بهتر بگوئیم نوع دیگری از دیدگاه و نگرش - را داشته باشند.

   + مازیار ش ; ۸:۱٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱۱/۱٢
    پيام هاي ديگران ()

" پلان دوازدهم "

موضوع: سینمای مستند؛ پدیده ای نوین

مقدمه:

بخش اول  مستند چیست؟

1 1 ) تاریخچه مختصری از  پیدایش سینمای مستند و لزوم آن (بستر بررسی و تحقیق)

2 1 ) چگونگی بازبینی و ارائه مطالب با نگاهی نوین و از زاویه دیدی جدید، مبتنی بر آنچه که هست

3 1 ) بررسی موضوع با دیدگاهی نزدیک به واقعیت با حضور و بازگویی اصل و بطن آن

4 1 ) بیان بی واسطه و ممتاز، چیزی شبیه عینیت گرایی و البته با دخالت دیدگاه و منطق فیلساز 

بخش دوم ویژگی و خصوصیات فیلم و فیلمساز مستند

1 2 ) داشتن خلاقیت و ذوق و قریحه متمایز و متفاوت و بیشتر از دیگران برای کاوش و تحقیق و بررسی همه جانبه

2 2 ) استعدادی ویژه در دخالت ناملموس و نامحسوس دیدگاه و نگرشهای خاص خود (زاویه دید جدید) به موضوعی درخور توجه

3 2 ) بسترسازی و نفوذ در ناخودآگاه مخاطبان و تغییر نگرش و نگاه بیننده به موضوع خاص بازگو شده بدون جلب توجه بارز و ایجاد حساسیت

4 2 ) هدفمندی برای ایجاد انگیزش تفکری و تأملی و تعمقی در حواشی و پیرامون موضوع خاص مدنظر و جلب همدلی و مشارکت

بخش سوم  راهکارهای تبیین مناسب در ساختار فیلم مستند

1 3 ) پایبندی صرف و اخلاقی به انتقال واقعیات و عینیات و حقایق و عدم تحریف و دستکاری موثر در زمینه ها و اصل موضوع

2 3 ) کم کردن اعمال نظر و  نامحسوس نمودن آن که بیشتر باید پیرامون و حواشی موضوع را در بر بگیرد، نه اصل موضوع را

3 3 ) ارائه دیدگاه ویژه و اختصاصی با بررسی و تحلیل و تفسیر و گزارش موضوع در بستر عینی،  بدون وارد کردن لطمه به اصل موضوع

4 3 ) استفاده از شیوه های نوین بیان و طرح مسأله با ارائه ای بدیع و نوآورانه و خلاق و بدون زواید و موضع گیری مستقیم در قبال موضوع

نتیجه گیری:

فهرست منابع

   + مازیار ش ; ۸:۱٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱۱/۱٢
    پيام هاي ديگران ()

" پلان یازدهم "

موضوع: تلویزیون؛ ابزاری نوین یا رسانه ای اثربخش

مقدمه:

بخش اول  تاریخچه و عملکرد

1 1 ) پیدایش تلویزین و امکان برقراری ارتباط دوربرد بر بستر صدا و تصویر

2 1 ) بکارگیری رسانه ای و فراگیری استفاده از تلویزیون بجای رادیو (گسترش و عمومیت)

3 1 ) امکان انتقال و پخش گسترده همزمان اطلاعات و تصاویر و گزارشها و ارتباط دوربرد

4 1 ) فراگیری و عمومیت مخاطبان و سهل الوصول و سهل الحصول بودن میزان قابل توجهی از اطلاعات و دریافت و انتقال آنها

بخش دوم   ویژگی های خاص تلویزیون

1 2 ) گستردگی محدوده پخش و فراگیری عمومی مخاطبان و انتشار و پخش اطلاعات هدفمندانه

2 2 ) تأثیرگزاری شدید و عجیب و غریب بر افکار و اندیشه عموم و توده ها 

3 2 ) امکان بهره گیری همزمان و مداوم از تصویر و صوت برای تأثیرگزاری بر احساسات و عواطف

4 2 ) علاقه مندی و جذابیت برای دنبال کردن و پیگیری مداوم برنامه ها(نوعی اعتیاد ناخواسته و نامطبوع)

بخش سوم نقش و رسالت ویژه بعنوان رسانه ای تصویری در جوامع

1 3 ) تلویزیون، ابزاری برای اطلاع رسانی نوین و خبرپراکنی فراگیر

2 3 ) تلویزیون، ابزاری برای تبلیغ آموزش و جلب نظر مخاطبان (ترویج و ترغیب اقناع و تبلیغ)

3 3 ) تلویزیون، ابزاری برای سرگرمی و تفرعن و پرکردن اوقات فراقت مخاطب و ایجاد جذابیت برای جلب نظر

4 3 ) تلویزیون، دستاوردی بی نظیر در راهبرد استراتژیک دستیابی و رسوخ در افکار عمومی (موج سواری مدرن و سوق دادن جهتدار افکار و اندیشه ها)

نتیجه گیری:

فهرست منابع

   + مازیار ش ; ۸:۱٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱۱/۱٢
    پيام هاي ديگران ()

" پلان دهم "

موضوع: ماهواره؛ رسانه و  ابزار دوربرد

مقدمه:

بخش اول  هویت و ساختار ماهواره

1 1 ) ماهیت و موجودیت ماهواره

2 1 ) ویژگی های خاص و متمایز بعنوان رسانه ای پویا (متعامل)

3 1 ) جایگاه ویژه و درخور توجه با مخاطبان عمومی و فراگیر

4 1 ) امکان پخش وسیع و دوربرد و نامحدود بعنوان ابزار تبلیغی مدرن

بخش دوم رسانه ای دوربرد و بین المللی و کارکردها

1 2 ) تأثیرگذاری فراوان و موثر و گستردگی پوششی و مخاطبان برای تبلیغات

2 2 ) اطلاع رسانی جهانی و رسالت های خبری فراگیر و عمومی

3 2 ) فرهنگ سازی یا اختلاط فرهنگی با ایجاد تعامل نوین بین المللی و فرامرزی

4 2 ) ایجاد سرگرمی و تفرعن و جلب نظر بینندگان با جذابیت دادن و پوشش سلیقه های متفاوت

نتیجه گیری:

فهرست منابع

   + مازیار ش ; ۸:٠٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱۱/۱٢
    پيام هاي ديگران ()

" پلان نهم "

موضوع: مطبوعات آزاد و آزادی مطبوعات در ایران

مقدمه:

بخش اول  قوانین مربوط به انتشار مطبوعات

1 1 ) قانون های مطبوعات قبل از انقلاب اسلامی (از مشروطیت تا 1357)

2 1 ) اولین قانون مطبوعات پس از انقلاب -  مصوب 1358

3 1 ) دومین قانون مطبوعات مصوب 1364 (مشتمل بر 6 فصل و 36 ماده)

4 1 ) اصلاحیه قانون مطبوعات مصوب 1379 (مشتمل بر 8 فصل و 48 ماده)

بخش دوم موانع و محدودیت های آزادی مطبوعات

1 2 ) لزوم کسب مجوز و اخذ اجازه نامه قبل از انتشار (اقدامات با روش پیشگیرانه)

2 2 ) سانسور شدید و محدودیتهای زیاد و خطوط قرمز فراوان در هر زمینه

3 2 ) توقیف و توقف انتشار بدون بررسی مراتب جرم و صدور  حکم دادگاه

4 2 ) عدم تخصص هیئت های نظارت بر مطبوعات و نبود هیئت منصفه در دادگاه های مطبوعاتی

بخش سوم  راهکارهای خروج از بن بست و شکوفایی مطبوعات آزاد

1 3 ) ایجاد جایگاه متناسب و فراهم کردن زمینه های کارکرد مستقل مطبوعات بعنوان رکن چهارم دموکراسی

2 3 ) تعریف جرائم مطبوعاتی و تمایز آنها از جرم و جنایت و نیز لزوم وجود دادگاه مطبوعات با حضور هیئت منصفه

3 3 ) جلوگیری از اعمال سلیقه های مختلف توسط جریانهای خاص و گروههای فشار بر مطبوعات و برخورد فراقانونی و شخصی با آنها

4 3 ) کاهش خطوط قرمز و سانسورهای خودخواسته یا اجباری و حتی الامکان حذف روش پیشگیرانه (جایگزینی روش تعقیبی)

نتیجه گیری:

فهرست منابع

   + مازیار ش ; ۸:٠٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱۱/۱٢
    پيام هاي ديگران ()

« درباره الی... : درباره ما... »

ـ تفسیر فیلم:

درباره الی... درباره قضاوت ها و داوری ها

درباره الی... درباره ابهام ها و تاریک و روشنی تردیدها

درباره
الی... درباره عدم قطعیت ها و  صادر کردن حکم ها

درباره الی... درباره دروغ ها و پنهانکاری ها

درباره الی... درباره اخلاقیات و تعبیر و تفسیرها

درباره الی... درباره ذهن های مغشوش و مشوش و پرتلاطم و برخورد ها 

درباره الی... درباره تعارضات و شناخت ها

درباره الی... درباره منافع و مصالح و خودخواهی ها

درباره الی... درباره تعهدات و نزج عشق و بسط خیانت و دلبریدگی ها

درباره الی... درباره استیصال و درماندگی ها

درباره الی... درباره عذر تقصیرها و برائت جویی ها

درباره الی درباره... ترس ها و شکست ها و ناکامی های متداوم و استمرارها

درباره الی... درباره اگزیستانسیالیسم (موجودیت) و اصالت انسان ها

درباره الی... درباره پایبندی در سنت ها و قدمت و رهایی و آزادی در مدرنیته معاصر و پروازها

درباره الی... درباره فردیت و جمعیت (فرد و جمع) و انتقادها

درباره الی... درباره سرخوشی های کودکانه و ملامت های سرکوبانه در تضادها

درباره الی... درباره شادی ها و شور زودگذر و غم ها و اندوه ماندگار و پایدار و درگیری ها 

درباره الی... درباره کنش و واکنش های بحران ها و واکاوی کالبد درونی و روح انسان ها 

درباره الی... درباره تصویرهای بحران زده و بهم ریخته و نامطمئن و نومیدانه زندگی های یکنواخت ما

درباره الی... درباره سردرگریبانی و پریشانی و سرگشتگی و سرخوردگی و آشفتگی های نسل ما...

و بالاخره...

درباره الی... درباره زندگی و مرگ و تلخی های بی پایان یا روایت گریزناپذیر روزمرگی های ما ...

   + مازیار ش ; ٥:٢٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱۱/٩
    پيام هاي ديگران ()

" درباره الی... نسبیت انگاری حقایق و واقعیات "

تحلیل فیلم از یک منظر دیگر:
در درباره الی... کارگردان بعنوان هنرمند با استفاده از چند دیدگاه متفاوت و از بستر لایه های چندین منظر مختلف، به شکل گیری رابطه دختری بنام الی... با هویت ناشناس، با جمعی نامأنوس و نامتقارن با وی پرداخته و با زاویه دید خود که از ایجاد نوعی دیدگاه جایگاه مدار برای بیننده نشأت می گیرد، به بررسی همراهی آن دخترک (با چهره ای معصوم و بچه گانه و تنها و گوشه گیر) با گروهی از دوستان که از دانشجویان دانشکده حقوق اند و برای یک مسافرت سرخوشانه به قصد آشنایی دختر با پسری از آشنایان جمع و ارتباط آندو برای ازدواج، پرداخته است.
نوع دیدگاه فیلمساز بنظر می رسد که برداشتی از فلسفه مدرن باشد که در آن همواره بطور مطلق آنچه خود می انگاریم و می پنداریم، واقعیت یا حقیقت محض انگاشته نخواهد شد و اصولاً واقعیات و حقایق، با توجه به خصوصیات شان خود در بستری بیرونی شکل گرفته و حاضر و واضح و نمایان می نمایند. و بر همین مبنا است که واقعیت و حقیقت، الزاماً آنگونه که ما نیاز داریم، می خواهیم، می پنداریم و در ذهن می پرورانیم؛ و مهمتر از همه آنطور که ما ادراک و استفهام می کنیم و بر مبنای آن ادراک و شناخت به قضاوت می نشینیم؛ نخواهد بود و به بیان بهتر لزوماً حقیقت همانهایی نیستند که ما متصوریم و...
این همان دیدگاهی است که در این مجال قصد بررسی آنرا دارم.

آیا واقعاً واقعیت و حقیقت آنگونه هست که ما ادراک می کنیم؟؟؟
این مکانیسم سیستمی ادراک حقیقت، دقیقاً همان مضمونهای دروغین پرورده ذهن خلاق و مبتکر آدمیان است که هر چیزی را آنطور که می خواهد و نیازش اقتضاء می کند، و هر موضوعی را همانطور که متصور است، می پروراند و در حول و حوش آن مسأله تفکر و تعمق کرده و بسیار فراگیر و تخیل انگیز می اندیشد و بر مبنای همان داده های اولیه ذهنی اش است که سرانجام به ادراک و دریافت نهایی و تفهیم درونی رسیده و در پایان بر اساس همان ادراکی که برای وی حاصل شده، رهیافتی یافته و به داوری و قضاوتی دست می زند که همواره آن داوری و شناخت را قدر مطلق خالص و برآیند دست اول و بی نظیر و ممتاز تمامی قضاوتهای موجود دانسته و در آخر کار، آنرا پایان تمامی راههای تفکر و اندیشه برای خود و نیز دیگران می انگارد و با همین بن بست فکری و بستن دیدگاه و نوع نگرش اشتباه وادراک نادرست، که برای خود و حتی دیگران که در ارتباطات و تعاملاتش با آنها ایجاد کرده است، همواره دست و پنجه نرم کرده و درگیر می شود و کم کم همه این استنتاجات و مستدرکات که بر مبنای اصولی غیرمنطقی و غیر استاندارد شکل گرفته، گریبانگیر و محدود کننده او خواهد شد. به اینصورت دور تسلسل باطل بوجود می آید و در تمام زمینه ها و همه موضوعات بسط و گسترش یافته و همینجاست که همیشه هر کس حق قضاوت و کارشناسی و ارائه راهکار را با این ادله های ناقص و بی اساس و بنیان درونی خود، برای خود محفوظ و محظوظ می داند.
در واقع از این تقابل بنیادین واقعیات و حقایق با برداشت ها و قضاوت ها و شناخت ها و استدراکات ست که مشکل عمده شروع شده و هر لحظه بر آن افزوده می گردد و تا بدانجا خواهد رسید که اندیشمند خیالی و ساختگی و خودمحور، بر بستر ناواقعیت ها و ناتوانی ها، اجباراً تن به غرق خود در دریای پرتلاطم نادانی خویش می دهیم و مستوجب عقوبت سخت در منجلاب عمیق و گسترده سکون و سکوت می گردیم و زین پس است که دیگر تغییر و دگرگونی در این روند غیرمنطقی استدلال و استنتاج و رهیافت و تصمیم گیری و... ناممکن می شود و تا پایان زندگی و در همه مواردی که با ما سر و کار دارد، بدین منوال حرکت ناصواب و ناصحیح و غلط ادامه دار و مستدام خواهد شد.
اینهمه در اصل از قطعیت های ناقاطع و و ندیدن جوانب و عواقب عملکرد در مسأئل و بستن بستر شکوفایی ذهنی و نگرش غیرعمیق و شناخت ناصحیح و دریافت اطلاعات اشتباه و تعاملات نامتوازن و عدم گوش شنواو ... و نیز خودخواهی هایی که داریم، برای خود بوجود می آید و تک بعدی نگری صرف و دیدگاه یکجانبه و یکسویه و کم اطلاع مان را به اهتمام تمام و کامل در همه جنبه های فکری و تمامی بسترهای اندیشه و محوریت کلی استدلال و استنتاج و شناختمان رسوخ کرده و در پایان متأسفانه همان تلخی و ناکامی و شکستی را برایمان به بار می آورد که در واقع همگی انسانها از آن گریزان اند.
لایه های پنهانی واقعیات و حقایق که اغلب در نسبیت گرایی و مقایسه تحقق می یابد؛ برای جلوگیری از این انسداد اجباری و محتوم خودخواسته بوده و راه را بر تعبیر و تفسیر و برداشتی آزادانه از هر رویداد و اتفاق و موقعیت و موضوعی متصور می کند و همان فلسفه مدرنیته را در برداشت و دریافت و رهیافتی که از واقعیات و حقایق؛ « حقیقت چیست؟ واقعیت کدامست؟ » بطور کلی مطرح می کند.

قربانی شدن فرد درقبال جمع.
در درباره الی... اگر فرض شود که الی... به آنها نگفته باشد که نامزدی دارد، مسلما! از دیدگاه مان در پایان ایشان تبرئه شده و بی گناه می نمایند و فقط دخترک گنهکار و مقصر اصلی خواهد بود و در واقع رستگاری و برائت و رهایی از تهدیدات برای جمع ایجاد و دخترک معصوم نما، مقصر اصلی و جنایتکار قلمداد می شود، یعنی فرد محکوم که محکومیت و جرمش بسیار سریع الحصول به نتیجه منتج می گردد و انگشت اتهام از جمعیت برداشته شده و بسوی فردیت تنها منحرف خواهد شد.
فاعلان جمعی دیگر نباید مورد بازخواست و تردید و اتهام قرار گیرند و بی تردید الی... تنها مسئول عواقب حوادث و پیامدهای موجود خواهد شد.

محکومیت جمع در برابر فرد.
اما بالعکس اگر فرض بر آن باشد که الی... به آنها گفته است که نامزدی دارد، مسلماً جمع نامتقارن ایشان گناهکار و مقصر اصلی خواهند بود و دخترک، بی گناه و معصوم خواهد بود و رستگاری و برائت و رهایی از تهدیدات برای فردی است که قربانی شده و جمعیت نامراد، مقصر و جنایتکار خواهند بود. یعنی جمع محکوم و متهم اند ولی به نتیجه انجامیدن و پایان کار بسیار بعید و ناممکن و دور می نماید. انگشت اتهامات به سمت جمع بوده و فردیت فارق و رها از نگرانی و فشار مبرا و پاک می شود.
فاعلان جمعی مورد بازخواست و تردید و اتهام واقع شده و با تردیدی آشکارا، مسئول عواقب حوادث و پیشاندها قلمداد می شوند که باید آنرا رفع و رجوع کنند.
*جالب توجه است که اینهمه در بستر اخلاقیات و ازشهایی شکل می گیرد که مدرنیته آنها را نسبی و عملکرد تابع موقعیت را در مواردی مطرح و متصور می شود.
 
در پایان آنچه می بینیم، قربانی شدن حقیقت و واقعیت در پیشگاه مصلحت و منفعت جمعی است.
این همان برائت جویی و رفع تقصیر جمعیتی است که در گرو پنهانکاری و نهانسازی و نادیده گرفتن حقیقت روشن و بارز که شاید برای رهایی و رستگاری ناچار بدان هستند، فراهم می شود و پس از آن است که در یک دور تسلسل باطل و بی حاصل و اجباری از زندگی، باز تنهایی و استیصال و در خود شکستن و آشفتگی و فرو رفتن در عواقب این گناه اجباری و ناشایست که بنوعی هم خودخواسته می نماید، باز گریبانگیر یک فرد از جمع می شود و در نهایت بی رحمی و شقاوت، از جمع ناباور و دروغ پرداز و خوش خیال و سرخوش به سمت فقط فردی که بالاجبار و با فشار همان جمعیت، فقط به مصلحت طلبی و منفعت آنها رضایت ظاهری داده و شاید به اشتباه راهکاری را برای آنها هموار کرده است که خود هم نمی پسندیده، ولی با غمی ابدی و جانگاه و گناهی سترگ از این پس دست در گریبان خواهد بود، حرکت می کند.
و این شاید بنظر برسد که توأمان همان تلخی بی پایانی است که همراه با یک پایان تلخ؛ فیلم و فیلمساز برای زندگی انسان معاصر در بستر همان نسبی انگاری و سلسله موارد محتوم زندگی انسان، پیش بینی می کنند ومتصور می شوند.
و این باز تکرار همین مسآله می نماید که؛ « حقیقت چیست؟ واقعیت کدامست؟ و راستی چه چیزی در این دنیا درست و چه چیزی نادرست است؟ »
...
و این جهان، پر از صدای حرکت پاهای مردمی است که همچنانکه تو را می بوسند؛ در ذهن خود طناب دار تو را می بافند...

   + مازیار ش ; ٥:۱۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱۱/٩
    پيام هاي ديگران ()

" پلان هشت "

موضوع: فرودگاه اراک؛ همچنان خاموش و ساکت

مقدمه:

بخش اول  تاریخچه تأسیس و چرایی موجودیت

1 1 ) مشخصات فنی- عملیاتی و افتتاحیه آن در 1378

2 1 ) لزوم ایجاد و علل و چرایی تأسیس فرودگاه (استراتژیکی و اقتصادی، تجاری و صنعتی)

3 1 ) چگونگی عملکرد و بهره برداری ده ساله آن از آغاز تا کنون

4 1 ) شرایط خاص مرکزیت استان و صنعتی اجتماعی بودن و منطقه ای استانی کشوری

بخش دوم نحوه تعامل مسئولان با فرودگاه اراک

1 2 ) مسئولان استانی اعم از استانداری و فرمانداری و...

2 2 ) مسئولین سازمان هواپیمایی کشوری

3 2 ) مسئولین شرکت مادر تخصصی فرودگاههای کشور

4 2 ) مسئولان مربوطه و مدیران مسئول در 10 سال و اقدامات مدیریتی- فرودگاهی مدیریتهای داخلی فرودگاه

بخش سوم راهکارهای بهره برداری منطقی و استفاده از توان بالقوه این فرودگاه

1 3 ) استفاده از توان بالقوه صنایع استان در جهت شکوفایی حمل و نقل هوایی - صنعتی

2 3 ) استفاده از توان بالقوه بعنوان پایانه حمل و نقل بار ( صادرات و واردات گل و گیاه )

3 3 ) برقراری و راه اندازی پروازهای مسافت دور (مشهد- کیش- عسلویه ،داخلی ؛ سوریه- دبی و کربلا ،خارجی)

4 3 ) بهره گیری از خلاقیت و توان مدیران پروازی لایق و برقراری میرهای پروازی مورد نیاز اساتید دانشگاهی و دانشجویان و ارتباطات تعاملی گسترده با ایشان

نتیجه گیری:

فهرست منابع

   + مازیار ش ; ٥:۱٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱۱/٩
    پيام هاي ديگران ()

" پلان هفت "

موضوع: سوانح صنعت حمل و نقل هوایی ایران؛ تکرار و تکرار و باز هم تکرار

مقدمه:

بخش اول علل و عوامل سوانح هوایی

1 1 ) تحریم ایران برای خرید و دریافت هواپیماها، با ساعات پروازی کم و امکانات تجهیزات نو و جدید متناسب با تکنولوژی روز دنیا

2 1 ) عدم پاسخگویی و الزام به جوابگویی مسئولین ذیربط در قبال حوادث و مدیریت یا صاحب الزمانی (عج) کشور

3 1 ) بالا بودن درصد خطای انسانی و کارایی ضعیف نیروی انسانی و عدم آموزشهای لازم و متناسب با علم روز 

4 1 ) ریسک بسیار بالای پرواز با هواپیماهای فرسوده و بالای 25 سال کارکرد و فرسودگی صنعت هوایی ایران

5-1) عدم توجه به ارزش جان انسان در ایران و ارزشمندی هر چیز بجز جان و مال آدمیان

بخش دوم راهکارهای خروج از بن بست تکرار حوادث هوایی

1 2 ) اتخاذ سیاستهای نوین مدیریتی مبتنی بر علم و آموزش بیشتر برای پائین آمدن ریسک خطرات ناشی از خطای انسانی

2 2 ) برخورداری از سیاستهای خارجی مناسب در سازمانهای بین المللی و حل مشکل تحریمها حداقل در صنایع مادر و تخصصی

3 2 ) بهره گیری از هواپیماهای جدید و مدرن غیر روسی با مدت پروازی کمتر، حتی در این شرایط تحریم ایران و خرید با واسطه

4 2 ) آشنایی بیشتر مسئولان با حوزه های ذیربط تحت مسئولیت ایشان و ایجاد حس پاسخگویی در قبال مردم

5
-2) توجه به ارزش جان و مال انسانها و برنامه ریزی برای احترام به حقوق مسلم بشری (حق حیات و زندگی کردن)

نتیجه گیری:

فهرست منابع

   + مازیار ش ; ٥:٠٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱۱/٩
    پيام هاي ديگران ()

" پلان شش "

موضوع: حوادث حوزه صنعت حمل و نقل ایران

 مقدمه:

بخش اول  تاریخچه صنعت حمل و نقل ایران و زمینه های آن

1 1 ) حمل و نقل هوایی؛ سریع و آسان و راحت ولی نامطمئن

2 1 ) حمل و نقل زمینی جاده ای؛ شخصی و آسوده و مطمئن ولی حادثه خیز

3 1 ) حمل و نقل زمینی ریلی؛ ارزان و همه گیر و با سابقه ولی مشکلدار

4 1 ) حمل و نقل دریایی؛ سهل و ساده و توانا ولی توسعه نیافته و غیرهمگانی

بخش دوم بررسی حوادث 2/11/88 تا 4/11/88

1 2 ) سانحه خروج از باند هواپیمای توپولف شرکت هواپیمایی ماهان و زخمی شدن 42 نفر

2 2 ) حوادث تصادفات اتوبوسهای مسافربری و خودروهای شخصی در جاده ها و تعدد آنها

3 2 ) حادثه خروج از ریل قطار تهران- مشهد و کشته شدن 7 و زخمی شدن 29 نفر

4 2 ) خوشبختانه بدون سانحه در این سه روز حادثه خیز (بعلت عدم برقراری ارتباط مستقیم با حمل و نقل عمومی)

بخش سوم راهکارهای موثر برای خروج از این معضلات و مشکلات

1 3 ) بکارگیری مدیران لایق و همگام با صنعت حمل و نقل و آشنا به مبانی اصولی (بدور از نهضت یا صاحب الزمانی ع)

2 3 ) توسعه بسترهای صنعت حمل و نقل در کنارافزایش امکانات و تجهیزات و آموزشهای لازم به افراد شاغل و مسئول

3 3 ) ممنوع کردن استفاده از ادبیات اقناعی با دروغ و ریا و لزوم شفاف سازی و بیان روشن حقایق  (عدم پاس کاری عذر تقصیرها)

4 3 ) اجبار به پاسخگویی و مسئولیت پذیری حقیقی مسئولین از بالاترین رده - وزیر تا پائین ترین آنها (الزام برای حضور در میان مردم و جوابگویی)

نتیجه گیری:

فهرست منابع

   + مازیار ش ; ٥:٠٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱۱/٩
    پيام هاي ديگران ()

یادداشت : " ادب مرد به ز دولت اوست... "

کاملاً واضح و روشن است که دیر زمانی نیست که در جامعه ایرانی، شاهد بسط و گسترش و نزج و فراگیری نوعی ادبیات سخیف و نابهنجار و جدید که بسیار تند و خشن و نامستدل نشان می دهد و بر مبنای نقادی خیالی و "هر چه خواهی، گویی"، یا بهتر بگویم "هرزه گویی و یاوه سرایی"، جایگزین ادبیات بسیار غنی و زیبا و توانمند و دلنشین ایران زمین شده است.
ادبیاتی که در قاموس خود از توهین و تحقیر و اهانت و بی ادبی گرفته تا بروز و ظهور رفتارها و کردارها و گفتارهای نامحترمانه و بی شرمانه و بدور از ادب را همراه با دروغ گویی و دغلکاری و فریبکاری و ریاکاری و تظاهرات عوام فریبانه و با نمودار کردن و نشان دادن این نوع عملکردها بجای جسارت و شجاعت و شهامت و بزرگمنشی و عدالت خواهی به خوراکی برای این مردم مهربان و دوست داشتنی و بنحوی باور پذیر و در زیر نقابی از عطوفت و "آنچه شما می خواهید"، تبدیل کرده است و کم کم و به تدریج می رود تا به اجبار، به ما و ایشان تحمیل شود و در پی آن نیز خلق و خوی "هر آنچه ما می گوئیم و می پنداریم، عین الیقین است و حقانیت مطلق و واقعیت محض و برگرفته از بستر الهی و در واقع، درست و صحیح و بجا و یکتاست" و بی تردید باید نصب العین همه و همه خواه یا ناخواه قرار گیرد و "هر آنچه غیر از این که ما می خواهیم، می پنداریم و فکر می کنیم، و با خواست و اراده ی ما یکی نیست؛ مسلماً نادرست و ناصحیح و دشمن خواه بوده و بدور از حقیقت است"؛ متبلور شده است.
و بدتر از همه اینکه رسیدن به این مهم، فقط در سایه جلب نظر سوری جامعه و رسوخ ناپیدا و زیرکانه در افکار عمومی - البته با فریب و نفوذ ظاهری در آن - و نسبت دادن این عقاید و افکار و رفتار خود به کل جامعه و همراه کردن آنها و مهمتر از هر چیز خود را از ایشان دانستن و خواندن و همواره "ملت بزرگ - ملت بزرگ کردن" بر می آید و بس... 
امّا... خوشبختانه پایه ها و رکنهای این نوع ادبیات بر ستونهای نامتعارف و نامطمئن و ناشایستی استوار است و مسلماً بنیادهای آن متزلزل و بی پایه و اساس خواهد بود زیرا بدور از فرهنگ اصیل و عمومی و خواست بخش اعظمی از جامعه است و بدرستی شاید اگر همتی در عبور از نادانی و جهل و خودفریبی فراهم آید و با کمی تفکر و تعقل و دانستن و دریافتن و شناخت همراه شود، دگرگونی و بازگشت به اصل ادبیات ایرانیان - یا همراه کردن آن با ادبیاتی نوین بدور از این نوع عملکرد - فراهم و میسور می شود و با دستی که از جانب اندیشمندان و خردورزان و هنرمندان به یاری ادبیات پرابهت و جذاب و دلنشین ایرانی مان برخواسته، هنوز امیدی به تغییر و بازگشت باشد و رد شدن از این بحران نگرشی و دیدگاهی و سوخ در ادبیات میسر شود، وگرنه تا ابد الدهر و تا نخواهیم، متآسفانه با این ادبیات جدید ساختگی و جعلی، دست و پنجه نرم خواهیم کرد و در آن غوطه ور خواهیم شد ولو ناخواسته و با زور و اجبار.
گمان نویسنده بر این است در اینصورت و با عدم همتی همگانی و خواستی عمومی، دیری بر ما نخواهد گذشت که حتی بزرگان و اندیشمندان و خردورزان و هنرمندان مان، در رنج و تآلم این نوع گفتار و رفتار و کردار و عملکرد و نوع ادبیات سئوال در سئوالی و پاسخ نگویی، در درد این نابهنجاری طاقت فرسا و دل آزار گرفتار می آیند و از پای درخواهند آمد. و کاملاً روسن است که آنهنگام دیگر دیر شده است و کاری از دست ایشان و ما هم بر نخواهد آمد.
انشاءا... باید همه، فکری بزرگ کنیم و کاری سترگ انجام دهیم...؛ از خود شروع کنیم و به همه سطوح و افراد تعمیم و گسترش دهیم تا به این ادبیات سخیف و ناموزون و دوگانه ی طلب نادلخواه، تن در ندهیم و بازگردیم به شیوایی و زیبایی ادبیات ایرانی مان و کردار و رفتار و گفتار نیک از نیاکان به ارث مانده مان را احیاء کنیم و بازگردیم که به حق از گذشته به ما رسیده است که؛ " ادب مرد به ز دولت اوست... "

   + مازیار ش ; ۱٠:٠٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/۱۸
    پيام هاي ديگران ()

" سرمقاله "

" شماره یک - چرایی ایجاد وبلاگ "
( مربوط به درس نقد و تفسیر مقاله )  

« حرفِ دیگر... »

مشکل خویش بر پیر مغان بردم دوش                      
کو به تأئید نظر حل معما می کرد
گفتم این جام جهان بین به تو کی داد حکیم              
گفت آنروز که این گنبد مینا می کرد
بیدلی در همه احوال خدا با او بود                           
او نمی دیدش و از دور خدایا می کرد
گفت آن یار کزو گشت سر دار بلند                          
جرمش این بود که اسرار هویدا می کرد

حرف دیگر... وبلاگیست برای بیان دیدگاه و نظرات شخصی در قالب نوع دیگری از نگرش و از منظر گفتار و نوشتاری متفاوت و در مورد موضوعاتی به روز که بنظرم نیاز به بازبینی و نگرش ژرف در آنها دیده می شود. ( البته این نکته حائز اهمیت است که ماهیت وجودی این وبلاگ، در اصل در راستای درس نقد و تفسیر مقاله که از دروس رشته علوم ارتباطات اجتماعی است، می باشد. )

در این مجال که در راستای درس نقد و تفسیر مقاله بنابر روشهایی که گام به گام با راهنمایی استاد محترم و ارجمند فرا می گیریم، سعی بر این است که در مورد مطلب یا مطالبی که به ذهنم می رسد و آنها را قابل طرح می دانم و عموماً از اهمیت بیشتری برخوردار هستند و یا در بخشهایی از جامعه ممکن است بعنوان چالشی پیش روی مطرح گردند، پست هایی جهت مطالعه دوستان و هم کلاسی های گرامی قرار خواهم داد.

تلاشم بر این است که حتی الامکان در هر ماه 2 الی 3 مطلب ارائه شود و البته اینکه تا چه حد به این خواسته نایل شوم، نخست در گرو زمان و وقت کافی است که برای نوشتن با توجه به جمیع جهات، در اختیار دارم - که می کوشم حتماً فرصت لازم را برای این مهم فراهم آوردم - و بعد از آن در راستای میزان دانش و یا اطلاعات محدود و نوع دیدگاه و نگرشم در این زمینه است - که مسلماً امید به راهنمایی ها و استعانت از یاری استاد محترم خواهم داشت، - تا شاید بتوانم در این زمینه " حرفی برای گفتن و نوشتن " داشته باشم و به بیراهه نروم؛ که مسلماً ندانستن عیب نیست ولی اشاعه و نشر ندانسته ها، نه تنها عیب بزرگ که گناه و خطایی بس نابخشودنی است، زیرا که وقتی چیزی را ندانیم، فقط خود در گمراهی و ضلالت و گرفتار نادانی و جهالت مان خواهیم بود ولی گسترش و ارائه ندانسته هایی بر پایه استدلالات مشکلدار و ناقص، سردرگمی و نادانی دو چندان در جامعه را ممکن ساخته و بوجود خواهد آورد. نادانی که در پی دانستن می رود می تواند گلیم خود را پس از مدتی از آب بدر آورد و به جرگه دانایان بپیوندد.

لیکن در اینجا فرصت بدست آمده را برای پرداختن به عموم مسائلی که در جامعه روی می دهد، مغتنم شمرده و با توجه به سلیقه های موجود و رویکرد امروزه جامعه به مقوله های سیاسی اجتماعی-  فرهنگی- هنری بیشتر توجه نموده و به نقد و بررسی گوشه ای از مباحث خرد و کلان داخلی یا خارجی می نشینیم و در حد توان و دانسته ها، درصدد ارائه راهکارهایی منطقی و قابل حصولی که پس از استدلال و ژرف نگری به آن خواهیم رسید (فقط نظرات شخصی خودمان)؛ در بخش نتیجه گیری در هر مقوله می پردازیم.

برای نیل به این مقصود بنظر می رسد که برای هیچکس و به هیچ نحوی، گریز از برقراری ارتباطی صحیح و متعامل و شروع گفتگوی دوطرفه با خوانندگان و دریافتن نظرات و دیدگاه های مختلف و متنوع ایشان میسر نخواهد بود، و همواره تنها راه گشای مناسب و درست برای تحلیل ها و نقد و تفسیر مسائل موجود و رسیدن به نتیجه ای مثبت و منطقی، فقط و فقط ارتباط متعامل با خود مساله و حواشی و جوانب موثر بر مساله و نیز خوانندگان مطالب است که البته بایستی در عین محترمانه و مودبانه بودن، طرح خود مساله را بی پرده و با حفظ تعادل و جوانمردی و در عین حال با بی طرفی و عدم دخالت نظرات شخصی در بررسی ها و نقدها فراهم آید. البته مطمئناً این به خودی خود به این معنی نیست که می توان در دنیایی خلآءوار و بی تفاوت زندگی کرد و در نقد و تفسیرها از تکنیک فراگیر و مهم " توپ را در زمین دیگران قرار دادن و عدم نتیجه گیری مشخص و ارائه دیدگاه منصوب به ما " بهره جست و نگرش و نظرات نویسنده را ارائه نداد و به اصطلاح از اظهار نظر مشخص در مورد مساله طفره رفت که این راه بنظرم یکی از منفورترین و بدترین شیوه هایی است که امروزه با توجه به گسترش ترس و هراس از طرفی و کینه ورزی و عناد و نفرت از سوی دیگر - حذف تعادل و تعامل و اخلاق - همراه با بسط و گسترش عمده نادانی و جهالت و نابخردی و کج فهمی در جوامع مختلف علی الخصوص بطور فراگیر و عمومی در کشور ما، بغلط و به نوعی نادرست همه بدنبال آن هستند و از هر روش و به هر طریق به آن می پردازند و ظاهراً موفق و بهروز به سرمنزل مقصود می رسند و به سلامت کشتی خود را تا ساحل های بس دور رهسپار می دارند و از تلاطم و امواج خروشان با همین تکنیک و به همین سادگی رهایی می یابند؛ و این خود نه از هوشمندی و فراست و زیرکی و خلاق بودن، بلکه از فریبکاری و و دغلکاری و نشر ریا در جامعه است که با شیوه دور زدن طرف مقابل و تغییر مسیر در ذهن وی، شاید به سوء استفاده از مخاطب هم پرداخته شود و شاید جریانهایی را خاموش یا بالعکس شعله ور سازد که همواره در رسیدن به اهداف سوء با این مهم توجهی خاص می شود.

بنابر این سعی می شود در اینجا و در پایان هر یک از بررسی ها و نقد و تفسیر ها و یادداشت ها و ... حتی الامکان نظری صریح و روشن در زمینه مبحث پیش رو ارائه شود و از خوانندگان گرانقدر هم می خواهیم که با رهنمودها و مباحثه به این ساختار، معنی و مفهوم بخشند. امید که اینچنین شود.

   + مازیار ش ; ۸:٠٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۸/۱۸
    پيام هاي ديگران ()

" پلان پنج "

موضوع: مدارس غیرانتفاعی

مقدمه:

بخش اول – موجودیت و شکل گیری 

1 1 ) تعریف، خط مشی ها و خطا در نامگذاری (انتفاع=سود و و منفعت و بهره)

2 1 ) چگونگی تأسیس وشکل گیری ساختار آموزشی و فرهنگی در اجتماع

3 1 ) کارکردها و نحوه عملکرد بعنوان نهادی وابسته به سازمان آموزش و پرورش

4 1 ) مقابله و تضاد فرهنگی - اجتماعی سیستم آموزشی دولتی و افکار عمومی جامعه با نوع  آموزش غیرانتفاعی یا پولی 

بخش دوم مشکلات عمده پیش روی مدارس غیرانتفاعی 

1 2 ) هزینه های بسیار بالا و دشواری در تأمین شهریه برای خانواده ها

2 2 ) تفکیک دانش آموزان از همدیگر و بوجود آمدن سطوح مختلف طبقاتی (غنی و فقیر)

3 2 ) جداسازی برخی دانش آموزان از برخی دیگر و آموزش صرف و عدم جامعه پذیری مشخص

۴ - ٢ ) دور نگه داشته شدن داش آموزان از فضای اصلی جامعه و مشکلات و معضلات اجتماعی (جامعه پذیری)

بخش سوم محاسن و فواید مدارس غیرانتفاعی

1 3 ) تغییر و تحول در سطح و نوع معلومات دانش آموزان و افزایش زمان موثر آموزشهای کاربردی   

2 3 ) شیوه نوین نحوه آموزش و استفاده از روشها و وسایل کمک آموزشی  

3 3 ) فضای آموزشی متفاوت از فضای مدرسه و تأثیر روانی در دانش آموزان

4 3 ) فعالیتهای جنبی و فوق برنامه و بازدیدها و گردشها و آشنایی با کار جمعی و...

نتیجه گیری:

فهرست منابع

   + مازیار ش ; ٧:٥٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۸/۱۸
    پيام هاي ديگران ()

" پلان چهار "

" صنعت گردشگری در ایران "

مقدمه

بخش اول: رویکرد اجتماعی - فرهنگی ایرانیان

١ - ١ ) عدم اختصاص جایگاه مناسب برای گردشگری در افکار عمومی و گسترش تعاملات بین المللی

٢ - ١ ) عدم پرورش اندیشه و تفکرات ایرانیان در برخورد با دیگر فرهنگها و نحوه رفتار و کردار و عملکرد متناسب با این تعاملات (عام و خاص)

٣ - ١ ) دیدگاه مختص تئوری توطئه و دشمنی همه دنیا با ایرانیان و تقابل بجای همزیستی به همراه ترس از دیگران

4 - 1 ) بستن مرزهای ذهنی (وسعت دید کم) و فراگیری گسترده ی دگم اندیشی در روستا - کشور ایران

بخش دوم: معضلات مذهبی - عقیدتی و قانونی

١ - ٢ ) جایگاه متزلزل قوانین و رویکردهای متناقض دولتمردان در این موضوع 

٢ - ٢ ) تقابل ناموزون اعتقادات ایرانیان با دیگر کشورهای دنیا 

٣ - ٢ ) خصوصیت بارز عدم پذیرش فکر و اندیشه نو و مدرن و تنیدن پیله تاریک و حصار تنهایی جدا از دنیای توسعه یافته و متمدن  

۴ - ٢ )  حماقت ها و نادانی ها عوامانه توآم با عقده ها و کینه های درونی دولتمردان

5 - 2 ) مشکلات حجاب و ورود زنان دیگر کشورها و برخورد دوگانه مراجع ذیربط

بخش سوم: مکانهای دیدنی منحصر به فرد و بی نظیر بودن آنها 

1 - 3 ) فراوانی نقاط دیدنی و درخور توجه در صنعت توریسم برای گردشگران

2 - 3 ) انحصار جالب و زیبایی و جلوه گری دلپذیر در تمام فصول سال  

3 - 3 ) تنوع آب و هوایی به تناسب سلائق مختلف و جذاب بودن آنها 

4 - 3 ) گونه های مختلف جانوری - گیاهی اعم از جنگل و دریا و کویر و...

نتیجه گیری

منابع

   + مازیار ش ; ٩:۱۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۸/۱٢
    پيام هاي ديگران ()

" پلان سه "

" کتاب و کتابخانه "

مقدمه

بخش اول: رویکرد اجتماعی - اقتصادی

١ - ١ ) جایگاه مناسب برای اوقات فراغت و گسترش مطالعات و دریافت اطلاعات

٢ - ١ ) مکانی آرام و آماده و مهیا جهت مطالعه دانشجویان (درسی و جنبی)

٣ - ١ ) امکان دسترسی گسترده به انواع کتب در زمینه های مختلف و متنوع

4 - 1 ) دسترسی مسقیم به منابع موثق علمی - فرهنگی - هنری و...

بخش دوم: معضلات کتابخوانی و کتابخانه ها

١ - ٢ ) عدم چاپ کتابهای درخور توجه و مهم فراخور سلیقه های مختلف

٢ - ٢ ) تعداد کم کابخانه ها به نسبت جمعیت

٣ - ٢ )  تعطیلی کتابخانه ها در روزهای تعطیل

۴ - ٢ )  قیمت گران کتاب و نبودن کتابهای مرجع و دلخواه در کتابخانه

بخش سوم: مشکلات فرهنگی

1 - 3 ) تفکیک جنسیتی برای استفاده از کتابخانه و تعاملات فرهنگی به طبع آن

2 - 3 ) عدم اختصاص زمان کافی جهت مطالعه

3 - 3 ) عدم علاقه مندی به مطالعات آزاد و جنبی خارج از تخصص افراد

نتیجه گیری

منابع

   + مازیار ش ; ٩:٠۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۸/۱٢
    پيام هاي ديگران ()

" پلان دو "

" آنفلوآنزای نوع A ( خوکی) "

مقدمه

بخش اول: نوع بیماری و فراگیری به عنوان یک معضل جهانی

١ - ١ ) آنفلوآنزای نوع A بعنوان ویروسی جدید و جهش یافته

٢ - ١ ) همه گیر بودن و فراگیری گسترده در تمامی نقاط جهان (شیوع)

٣ - ١ ) ایجاد آگاهی ها و نوع تقابل با ویروس خطرناک و جهش یافته

4 - 1 ) ارائه اطلاعات و آمار دقیق از مبتلایان و میزان ابتلا به بیماری در جهان

بخش دوم: دانستنیها و اطلاعات مورد نیاز

١ - ٢ ) راه های عمده شیوع سریع ویروس

٢ - ٢ ) علائم و نشانه های ابتلا به بیماری

٣ - ٢ )  راه های عمومی جلوگیری از شیوع

4 - 2 ) همکاری های بین المللی در سازمان بهداشت جهانی

۴ - ٢ ) راهکارهای مبارزه با این معضل جهانی و رویکرد دولتها

بخش سوم:  درمان ( و پیشگیری از انتشار و جلوگیری از شیوع ویروس)

1 - 3 ) رعایت بهداشت فردی-اجتماعی (عدم استفاده از وسایل شخصی دیگران)

2 - 3 ) ضد عفونی و ویروس زدایی

3 - 3 ) واکسیناسیون

4 - 3 ) درمانهای دارویی موثر ب ویروس

5 - 3 ) استراحت مطلق و تقویت غذایی-دارویی

نتیجه گیری

منابع

   + مازیار ش ; ۸:٠٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۸/۱٢
    پيام هاي ديگران ()

" پلان یک "

" جنبش فمینیسم در ایران "

مقدمه

بخش اول: تاریخچه و مقدمات (سرآغاز فمینیسم ایرانی)

١ - ١ ) تعاریف - خاستگاه ها - ریشه ها در ایران

٢ - ١ ) خصوصیات کلی و ویژگی های آن در تقابل با فرهنگ ایرانی

٣ - ١ ) نشانگاه ها و هدفمندی دیدگاه ها

بخش دوم: سیر تحولات در زمان و مکان

١ - ٢ ) نظریات و دیدگاه های مشهور و ارائه شده در این زمینه

٢ - ٢ ) تعارضات و تفاوتهای موجود در جامعه ایرانی و غربی

٣ - ٢ ) چگونگی رشد و فراگیری در جامعه سنتی ایران

۴ - ٢ ) سرانجام و عاقبت جنبش فمینیسم در ایران

نتیجه گیری

منابع

   + مازیار ش ; ٧:٥٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۸/۱٢
    پيام هاي ديگران ()